تبليغاتX
God Of Sampad
تبریک عید + تبریک المپیاد + 4شنبه سوری + ...

فردا یه پست اختصاصی واسه عید میزنم... فعلا یه دونه عکس و اینکه عید مبارک...


سلام

اول از همه نتایج المپیادها رو بگم و بگم که کیا رفتن المپیاد کشوری: (فقط اسم سمپادی ها هست)

 

فیزیک

برومند

شیمی

حدادزادگان–سرایانی

فروزانی

ریاضی

تیراندازی–زارع–سلطانی–صادقزاده–طباطبایی–عبدلی–میرشمسی–نی ساز–هاشمی-حدادزادگان-برومند-انصاری فرد

حیدری-رحیمی-گلشن-مدرس

ریاضی مقدماتی

امامی-نفاق

دهقان بنادکی

زیست

میر آتشی

لشکری-شیشه بر-تفتیان

ادبی

حسینی

رحمن زاده-صائبی-گلشن-متوسلیان-هاشمی

کامپیوتر

اعتمادی–مشرف- رنجبر-میرشمسی-هاشمی-خورشیدنام-مهراب یزدی

 

(اگه کسی از قلم مونده لطفا بگین تا اضافه کنم)

به همه ی بچه های سمپادی که المپیادی شدن تبریک وافر عرض میکنم...( ) ای ولله... خط کردم (بسجیها به جای حال کردم میگن خط کردم)

به قول آقای دانافر: "شما طلائین... طلای اصل... یه تیکه برلیان... برلیان ناب..."

واقعا که خسته نباشید میگم به همه ی المپیادیهای سمپادی و ان شا الله که توی مرحله کشوری مقام قابل توجه بیارید که قطعا در توان همه سمپادیها مخصوصا یزدیهای گل هست...

 

امروز سر کلاس دینی: معلم رعنا و خوش قد و قامت () درس شیرین دینی اومد توی کلاس... مثل همیشه این کلاس اوج شادی و نشاط دانش آموزان رو به همراه داشت به طوریکه هیچکس سر کلاس بیدار نیست... حالا اگه کلاس خشک بود و یه علمی رو به آدم یاد میدادن یه چیزی. سر کلاس فقط باید بشینی و گوش کنی... فقط. یک کلمه حرف هم نباید بزنی... مطالب گفته شده توسط معلم فقط در حیطه ی کتاب است... فقط در حیطه ی کتاب. سوالاتی که در کتاب نباشد حرام است و حق پرسیدن اینگونه سوالات رو ندارین... اگه کسی یه مزه بندازه مورد شاخ شونه های پیاپی معلم میشه و البته در صورت بحث با معلم گاهی جمله ای زهرآلود... (  ) کلاس بسیار interactive اداره میشه به طوریکه تنها کسانی که توی کلاس حرف میزنن معلم و باقی زاده و هادی پور و نی ساز هستن و بقیه ی دانش آموزان نقش بختک رو دارن...

تازه اینا گوشه ای از جذابیت کلاس دینی ما هست...

به هر حال امروز دیگه نتونستیم طاقت بیاریم... من بلند شدم و با جملاتی عرفانی و قلمبه سلمبه شروع کردم به توجیه کردن معلم که ما رو ببره بیرون: ()

-          "نظر به اینکه امروز روز آخر سال تحصیلیه و ما میخوایم که یه خاطره ی خوب از آخرین جلسه ی این سال از کلاس شما داشته باشیم..."

بعد از یک ساعت که داشتیم صحبت میکردیم و میانگین فسفر کلاس نصف شد آقا گفتن که "حالا بذارید یه کمی درسمونو بدیم بعدش اگه وقت زیاد اوردیم استراحت کنید"

فهمیدیم که تا الان سر کار بودیم...

ما هم همه گرفتیم سر کلاس خوابیدیم...

 

اما شنبه و کلاس انصافا شیرین استاذ ارجمند آقای اخوه :(این قسمت رو فقط کسایی بخونن که ریاضی دوم الف هستن چون حتما باید فضا رو شبیه سازی کنن)

یه تمرینی هست که میگه ترکیب وصفی رو در متن زیر مشخص کنید... داشتیم همونو حل میکردیم بعد هرجایی که ترکیب وصفی بود آقای اخوه میگفتن:"اینجا هم ترکیب وصــــــفیه"

بچه ها هم اول فقط میگفتن "ترکیب وصفی" بعد کم کم فقط "صــــ" رو میگفتیم و میشد ترکیب "وصـــــــــــفی"

 

اما چهارشنبه سوریه و ... . یادش بخیر پارسال بالای دستم سوخت ... در حین ترقه اندازی بودیم که یهو دیدم دستم سوخت. نگاه کردم دیدم که یه دایره به شعاع تقریبی 2 3 سانتی متر کاملا سفید شده و الانه که...() بخاطر همین امسال دیگه بیخیالش شدم... شما هم بیخیال شین... این کارا آخر و عاقبت نداره.. ما که امروز داریم میریم خانه ریاضیات واسه ربوکاپ...

 

نکته بعدی اینکه بنده یکی از لینکها رو پاک کردم... ببینید میفهمین... علت هم این بود که حرف و حدیثی جا نمونه... ()

 

 ضمنا ورژن 2 آهنگ نازی رو هم واسه DL میذارم... فعلا حس آپلودش نیست... ایشالا در اسرع وقت...

 

ضمنا آمار بازدیدکنندگان و تعداد نظرات شما دوستان ما رو خجالت زده کرد... امیدوارم که بتونیم خنده رو روی لبای قشنگ شما دوست سمپادی بشونیم

+ نگاشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 15:14 به قلم محمد اعتمادی